....گاهی اشک ، گاهی انتظار.... از خدا پرسیدم چی دوست داری؟ گفت :سخاوت دیوانه گفت: حماقت غم گفت: ملامت کوه گفت:صلابت معشوق گفت: نگاهت فدای تو که گفتی: رفاقت نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط aref| |
از خدا پرسیدم چی دوست داری؟ گفت :سخاوت دیوانه گفت: حماقت غم گفت: ملامت کوه گفت:صلابت معشوق گفت: نگاهت فدای تو که گفتی: رفاقت نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط aref| |
از خدا پرسیدم چی دوست داری؟
گفت :سخاوت
دیوانه گفت: حماقت
غم گفت: ملامت
کوه گفت:صلابت
معشوق گفت: نگاهت
فدای تو که گفتی: رفاقت
Powered by :