...میمیرم بی تو...
....گاهی اشک ، گاهی انتظار....
می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم دیدم خود خواهیه ، دیدم نمی تونم تحمل می کنم بی تو به هر سختی به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی به شرطی بشنوم دنیات آروووومه که دوووسش داری ، از چشمات معلووومه یکی اونجاس ، شبیه من ، یه دیوونه که بیشتر از خودم قدرت رو می دونه چی کار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحم ام تو می خندی : چه شیرینه گذشته ام تازه می فهمم تو رو می خوام تموم زندگیم اینه دارم می رم : ته دیوونگی اینه نمی رسه به تو حتی صدای من تو خوشبختی ، همین بسه برای من
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت
3:54 بعد از ظهر توسط aref| |
| Design By : Night Skin |

