...میمیرم بی تو...
....گاهی اشک ، گاهی انتظار....
از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ گریه کردم و نوشتم ، نازنینم یا تو یا مرگ به تو گفتم باورم کن ، میون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی ، هم قفس خدانگهدار بنویس مهلت موندن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم ، مثل دستات سرد ، سردم من که تو بنبست غربت زخمی از آوار پاییز فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز شب عاشقونه ی من که حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد نمی دونستم باید از تو می گذشتم وقتی از غربت چشمات می نوشتم ....
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت
11:26 قبل از ظهر توسط aref| |
| Design By : Night Skin |

