...میمیرم بی تو...
....گاهی اشک ، گاهی انتظار....
می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم دیدم خود خواهیه ، دیدم نمی تونم تحمل می کنم بی تو به هر سختی به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی به شرطی بشنوم دنیات آروووومه که دوووسش داری ، از چشمات معلووومه یکی اونجاس ، شبیه من ، یه دیوونه که بیشتر از خودم قدرت رو می دونه چی کار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحم ام تو می خندی : چه شیرینه گذشته ام تازه می فهمم تو رو می خوام تموم زندگیم اینه دارم می رم : ته دیوونگی اینه نمی رسه به تو حتی صدای من تو خوشبختی ، همین بسه برای من اگه بگم كه قول ميدم هميشه باهات باشم اگه بگم كه حاضرم فداي اون چشات بشم ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال؟ ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه و كال؟ ولي بدون هر جا باشي يا نباشي مال مني بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ گریه کردم و نوشتم ، نازنینم یا تو یا مرگ به تو گفتم باورم کن ، میون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی ، هم قفس خدانگهدار بنویس مهلت موندن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم ، مثل دستات سرد ، سردم من که تو بنبست غربت زخمی از آوار پاییز فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز شب عاشقونه ی من که حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد نمی دونستم باید از تو می گذشتم وقتی از غربت چشمات می نوشتم ....
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
هم دعا کن گره ی تازه نیا فزاید عشق
قایقی در طلب موج به دریا پیوست 
باید از مرگ نترسید اگر باید عشق
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شاید این بوسه به نفرت برسد شاید عشق
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد 
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
پیله ی رنج من ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت به پروانه نمی آید عشق

| Design By : Night Skin |

