...میمیرم بی تو...
....گاهی اشک ، گاهی انتظار....
کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند تا بدانی که بی تو چه می کشم... کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو دریایی از اشک به راه انداخته ام... و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من به تو این پیغام را می رساند که: بی تو آرام آرام نابود می شوم مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام پروانه ی من زودتر بيا... ________97977754767676757755___ ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر از دیده گر سرشک چو باران چکد,رواست کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است دریاب کارما که نه پیداست کار عمر تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر اندیشه از محیط فنا نیست هر که را بر نقطه ی دهان تو باشد مدار عمر در هر طرف ز خیل حوادث کمین گهی ست زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار روزفراق را که نهد در شمار عمر حافظ سخن بگوی که بر صفحه ی جهان این نقش ماند از قلمت یادگار عمر ************ مرد با اراده مردي است كه شخصيت انفرادي خود را در اجتماع گم نمي كند و شجاعت آن را دارد كه عقايد خاص خود را ابراز دارد.( اسكار وايلد) ************ آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند .( رابيندرانات تاگور ) ************ مردان مقاوم و باتجربه هميشه فرصت دارند كه كارها را از اول شروع كنند .( گوته) ************ آنكه پرنده نيست نبايد بر پرتگاهها آشيان سازد .( فردريش نيچه) ************ پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد .( اُرد بزرگ) ************ با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است . (ارد بزرگ) ************ سنتي پيدا كرد.او از پيدا كردن اين پول ، آن هم بدون هيچ زحمتي ،خيلي ذوق زده شد. اين تجربه باعث شد كه او بقيه ي روزها هم با چشم هاي باز ،سرش را به سمت پايين بگيرد و براي يافتن سكه اي به زمين خيره شود!! او در مدت زندگي اش ۲۹۶ سكه ي يك سنتي ،۱۹ سكه ي ۱۰ سنتي ، ۱۶ سكه ي ۲۵ سنتي ،۲ سكه ي نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده ي يك دلاري پيدا كرد؛يعني در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت. در برابر به دست آوردن اين ۱۳ دلار و ۲۶ سنت ، او زيبايي ۳۱۳۶۹ طلوع خورشيد ،درخشش ۱۵۷ رنگين كمان و منظره ي درختان افرا در سرماي پاييز را از دست داد. او هيچ گاه حركت ابرهاي سفيد را برفراز آسمان ها در حالي كه از شكلي به شكلي ديگر درمي آمدند ، نديد. پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر ،هرگز جزئي از خاطرات او نشد. ( هفده داستان كوتاه كوتاه از نويسندگان ناشناس / ترجمه ي سارا تهرانيان وقتی اومدی کسی تو رو ندید اما من دیدمت کسی تو رو حس نکرد اما من با تمام وجودم حست کردم همیشه دلم میخواد برات شعر بنویسم عاشق باشم و دلتنگ نمیزاره نزاشته نهمین خرده ریزی که اسمش زندگیه یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد آه، بگذار زین دریچه باز خفته در پرنیان رؤیاها با پر روشنی سفر گیرم بگذرم از حصار دنیاها دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم، تو، پای تا سر تو زندگی گر هزارباره بود بار دیگر تو، بار دیگر تو آنچه در من نهفته دریائیست کی توان نهفتنم باشد با تو زین سهمگین توفانی کاش یارای گفتنم کاش یارای گفتنم باشد بسکه لبریزم از تو، می خواهم بدوم در میان صحراها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها بسکه لبریزم از تو، می خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای تو سر نهم آرام به سبک سایه تو آویزم آری، آغاز دوست داشتن زیباست گر چه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست كانكت شو زود بيا.درانتظارم بيا من امدم پاي مسنجر شدم مسحور اواي مسنجر بيا هارد دلت را ببينم گلي از كنج هوم پيجت بچينم بيا ايكون نماي بينشانم كه من جز آدرس ميل ات ندانم بيا امشب كمي انلاين باشيم ويا تا صبح.تا سان شاين باشيم بيا دلم بي تو غش كرد و حتي هارد ديسكم هم كرش كرد بيا اي عشق دات كام عزيزم به پاي تو دبليوها بريزم مرا در انتظار خويش مگذار بيا اي حاصل سرچ جهاني بيا اجرا كن ان فايل نهاني بيا درد دل.تو را كم دارم امشب حدود صدمكي غم دارم امشب اگر ايي دعايت مي نمايم دعا تا بي نهايت مي نمايم اگر دعاي من همين است ويا نقل به مضمون اش چنين است : مبادا لحظه اي دي سي شوي يار جدا از آن پي سي شوي يار Faith Is......reliance on the certainty that God has a pattern for my life when everything else seems meaningless بـــــــــــــــــــــدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــد!!!!!!.... و اما عشق سالهاست که ازت پرسیدم اما جوابم فقط سکوتت بود عشق اما ندارد عشق رازیست سر به مهر نامه باز نشدنی که دارای پیامیست بدون آنکه گفته شود یاد گرفتم کمتر بپرسم کمتر بدانم که چیست اما میدانم که عشق تنها مجرمی است که بدون آنکه مجازاتی برایش باشد هر روز هر ثانیه هر دقیقه قربانی تازه میگیرد و لبخند تنها همدردیش است و بس مینویسم: به یاد خلوتهای باران به یاد غروبهای دلگیروطلوع مهربار مینویسم: به یاد روزهای انتظار به یاد لحظه های فراق به یاد چشمهای اشکبار به یاد سینه های داغدار........... مرا مستي دهد جام لبانت/شراب بوسه ات گيرا ترين است/ از يك ديدار پي بردي به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بين است/ سخن از عشق ومستي گوي با من/ سخن هايت برايم دلنشين است/ مرا در شعله ي عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداريها همين است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كويي آيينه بين است/ به من لطف گل مهتاب دادي/ تنت با عطر گلها همنشين است/ دوست را هم تو باش آغاز وپايان/ كه عشق اولي وآخرينست از اوج قله های مه آلود دوردست پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد.. آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد در راه زندگی با اینهمه تلاش و تمنا و تشنگی با اینکه ناله می کشم از دل که آب...آب دیگر فریب هم به سرابم نمی زند پر کن پیاله را... گدای معمولی ... فکر میکنی چشات چیه ؟دو تا چشای معمولی چه جوریه مگه صدات؟یه جور صدای معمولی وقتی ازت حرف میزنم دیگه نمی لرزه تنم تو هم یکی مثل همه ، تو آدمای معمولی اما نه مثل همه ، از خیلی هاشون برتری یه عاشق دمدمی و یه بی وفای معمولی رفتی سراغ دیگری با مو و چشمای معمولی کاش ولی لایقت باشه اون که شبات مال اونه فقط می خوام دعات کنم یه جور دعای معمولی ما بد جوری بهم زدیم ، حسرت به دل موندیم هنوز بیرون بریم باهم یه روز ، حتی راستش می خواستم اولش نقشی واست بازی کنم نقش یه دختر خوش بی اعتنای معمولی دیدی نقاب من چه زود افتاد و من همون شدم بازم همون دخترک بی ادعای معمولی اون چی داره من ندارم ، یه جور ادعای معمولی؟ فکر میکنم که راه به راه بهت میگه دوست داره خوب میدونم من تو دلم برات می مردم ولی چی؟ زیاد واست جالب نبود این گفتنای معمولی چه فایده هرچی که بود تموم شد و دیگه گذشت اینم یه نوشته کمتر از نوشته های معمولی نمی دونم تو می خونیش یا که نگاش نمیکنی همونا که اول میگن به جز تو هیچ کس ندارم یه حرف ساده ی دروغ یه نجوای معمولی عاشقانه دستهایش را گرفتم. گرمای عجیبی در سینه جانم را می سوزاند.عط ر عجیبی پراکنده بود. حالتی داشتم وصف ناپذیر. گویی توآسمون بودم. به من لبخند می زد و در انتظار جوابش بود. گویی هوش از سرم پریده بود. نبضشوتو دستام حس می کردم. حتم داشتم اون هم همینطوریه. حس می کردم، آسمان،زمین، و همه چیز مال منه . آتیشی تو دلم به پا بود. آتشی بالاتر از زمان و جسم . نداشتم. از بی ابرویی،گریه ام گرفت. من کجا و آسمان کجا؟ صورتش گرفت و همون طور اشک می ریخت. درکش برایم مشکل بود. این من بودم که باید گریه می کردم عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد. عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن عشق خشن است و در عین حال نا پایدار و نا مطمعن و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است"اما دست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نا بینایی اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد. زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت: زندگی شگفتن است با زبان سبز راز گفتن است گفتگوی غنچه و گل از میان باغچه باز هم به گوش می رسد تو چه فکر می کنی؟ راستی کدام یک درست گفته اند ؟ من که فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشه او گل است. گل یکی ـ دو پیراهن بیشتر زغنچه پاره کرده است... آدرس ، شماره ، قاصدک ،یک تکه کاغذ چشمک ، همان کاری ترین ترفند اول عاشق شدن در یک قرار زیر باران کلی رمانتیک شد نمای بند اول مادر ، پدر ، بی دردسر ، یک زوج خوشبخت فعلا مبارک باشد این پیوند اول اما سه ماه بعد در کوران تقدیر هی رو به تلخی می گذارد قند اول دکتر : ببین خانم تمام مشکل آقاست باید بمانی در کف فرزند اول تا کی بمانم در کف فرزند اول ؟ از چشم زن افتاد ارادتمند اول از کار بر می گردی و یک کفش مشکوک آقای خوشتیپی و سانسور ... ، گند اول اجسادشان را می بری تا خارج از شهر اما پلیس و میله های بند اول آقای قاضی حقشان این بود ! – ساکت حکم تو اعدام است تا مانند اول ساعت حدودا چار باشد ، پای یک دار لعنت بر این "شرمنده ساعت چند" اول شعر از عظیم زارع
آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره... نظره اضافی روشن نظره اضافی روشن نظره اضافی روشن فرموش نشه چشمام و می بندم و تو رو تو ذهنم تصور می کنم٬ تصور می کنم که دوباره پیشم اومدی٬ دستت و تو دستم گذاشتی و برای همیشه مال من شدی تا ابد. کاش لا عقل برای یک بار هم که شده حرف دلتو می زدی. می گفتی دوستم داری و تا آخرش با هامی. کاشکی ... کاش از دستت نمیدادم کاش یه جای کوچولو تو اون قلب کوچولوت داشتم... ولی حیف که همه ی اینا رویا ی منه. رویایی که خودم در ذهنم پروراندم. هنوز هم منتظرم و هیچ وقت ناامید نمیشم حتی در واپسین لحظات زندگی ام. ... سرا پا اگر زود پژمرده ایم من نظر میخوام کجاي اين جنگل شب . پنهون ميشي خورشيدکم دست کدوم غزل بدم *** نبض دل عاشقمو در همین حال صدایی از کوه شنید که گفت : آه... ! پسرک با کنجکاوی فریاد زد : تو کی هستی؟ اما جوابی جز این نشنید: تو کی هستی؟... این موضوع او را عصبانی کرد . پس داد زد : تو ترسویی ! و صدا جواب داد : تو ترسویی ! به پدرش نگاه کرد و پرسید : پدر ! چه اتفاقی دارد می افتد؟ پدر فریاد زد : من تو را تحسین می کنم... صدا پاسخ داد : من تو را تحسین می کنم . پدر دوباره فریاد کشید : تو شگفت انگیزی ! و آن آوا پاسخ داد : تو شگفت انگیزی ! پسرک متعجب بود ... وی هنوز نفهمیده بود چه خبر است . پدر این اتفاق را برایش اینگونه توضیح داد : مردم این پدیده را " پژواک " مینامند . اما در حقیقت این " زندگی" است . زندگی هرچه را بدهی ، به تو برمی گرداند . زندگی ، آینه اعمال و کارهای نیک و بد توست . اگر عشق بیشتری می خواهی . عشق بیشتری بده . اگر مهربانی بیشتری می خواهی . بیشتر مهربان باش. اگر احترام و بزرگداشت را طالبی ، درک کن و احترام بگذار . اگر میخواهی مردم نسبت به تو صبور و مودب باشند ، صبر و ادب داشته باش ! این قانون طبیعت است و در هر جنبه ای از زندگی ما اعمال می شود . زندگی هرچه را که بدهی ، به تو برمی گرداند. به هرکس خوبی کنی ، در حق تو خوبی خواهد شد . و به هر کس که بدی کنی ، بدی هم خواهی دید.. زندگی تو ، حاصل یک تصادف نیست ، بلکه آینه ای است که انعکاس کارهای خودت را به تو بر می گرداند . پس هرگز یادمان نرود ، با هر دستی که بدهیم با همان دست میگیریم و با هر دستی که بزنیم ، با همان دست هم می خوریم....!!!! پی نوشت: همیشه سعی کردم به این مطلب ایمان داشته باشم... اما گاهی .... نظر شما چیه؟ واقعا تجربه ی شما هم همینه؟ ... اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه و عشقي وجود نخواهد داشت . باز هم آیینه میهمانی دارد و غروبی غریب، گویی در پس دیوار توهم باغی ست به بزرگی محبت به قشنگی سکوت من از دیده ی نرگس به جهان می نگرم عشق را می بینم در هوای تردید از نفس می ماند چشم را می بندم و تو را می بینم صمیمیت لبخندت را شکوه سخنت را و آن زمان بی تردید عشق هم می خندد تو نباشی سرد دنیا بذار ادما بدونن عاشقم عاشق رسوا اگر روزی بدونم که تو دیگه منو نمی خوای اگر دنیا من بخواد بی تو دنیا نمی خوام بی تو من یه بی پناهم تو قشنگ ترین پناهی دستمو بیگیر تو دستات لحظه دل بی قراری خیلی وقتا که می دونم یه کسی تو لحظه هات واسه به تو رسیدن مثل سایه پا به پاته بار عشقم نمیشه حتی روی کوه بذاری من تک سوار دنیا واسه عاشق سواری بی تو من یه بی پناهم تو قشنگ ترین پناهی دستات بیگیر تو دستات لحظه دل بی قراری گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری گفتی كه آغوشت را میخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزیزم تو دنيای بزرگ ما هركی يه سازی ميزنه فرهاد يه كوه ميكنه شيرين دلش رو ميشكنه مجنون تموم عمرشو اسير ليلی مي مونه ليلی همش از رفتن و جدايي آواز مي خونه زمونمون زمونه ی مجنونای قلابيه به چشم ليليای شهر لنزای سبز و آبيه فرهاد كوه كن ديگه نيست شيرين به تلخي ميزنه عاشقی از مد افتاده عهدا يه روزه ميشكنه... هركی يه سازی ميزنه كی ميدونه چاره چيه قلبا همه سنگی شدن كی ميدونه كی به كی وقتي يكی واسه دلش تو بارون آواز بخونه همه بهش ميخندن و ميگن ديوونه س دیونه قیصر امین پور یک بار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد پس نگو رویای دور از دسترس خوش نیست قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است ولی دل دریاییست تاب و توانش بیش از اینهاست دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد ، باشد دوستت خواهم داشت بیشتر از دیروز باکی ندارم از هیچ و هر کس، که تو را دارم عزیزم هنگام رفتنت گفتی: چون مرا دوست داری می روی ٬گفتی: بعد من٬کسی دیگر ی را دوست نخواهی داشت٬ گفتی: بعد آز من اشک مهمان همیشگی گونه هایت خوا هد بود٬ گفتی از فراغ من خواهی مرد٬ گفتی: بعد از من هیچ گاه نمی خندی امروزتو را دیدم با یارت٬اما دختري از پسري پرسيد : آيا من نيز چون ماه زيبايم پسر گفت : نه ، نيستي دختر با نگاهي مضطرب پرسيد : آيا حاضري تکه اي از قلبت را تا ابد به من بدهي ؟ پسر خنديد و گفت : نه ، نميدهم پسر دوباره گفت : نه ، نميکنم دختر با دلي شکسته از جا بلند شد در حالي که قطره هاي الماس اشک چشمانش را نوازش ميکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خيره شد و گفت تو به انداره ي ماه زيبا نيستي بلکه بسيار زيباتر از آن هستي من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه اي کوچک از آن را و اگر از من جدا شوي من گريه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد عاشقانه صدایت میکنم تا دست هایم را به اوج اسمان پرواز دهی تا طعم بودن و زیستن را به من بیاموزی تا به من بیاموزی دلیلی برای دوست نداشتنت نیست دلیلی برای نیستن و گریستن نیست دلیلی برای عاشق نبودن من نیست دلیلی برای این که معشوق شعر و داستان و قلبم نیست هرگز هرگز!!!!!! اگه یک روز کسی بهت گفت که دوسِت دارم ، توسعی نکن بهش بگی دوسش داری ،اگه گفت عاشقته ، سعی نکن عاشقش باشی ، اگه بهت گفت همه زندگیش تویی ، سعی نکن همه زندگیت باشه ، چون یک روز میاد و بهت میگه که ازت متنفرم ، اونوقت تو نمی تونی ازش متنفر باشی .
و در عرض یک دقیقه می شه یه نفر رو خرد کرد ، در عرض نیم ساعت میشه یکی رو دوست داشت ، در عرض یه روز میشه عاشق شد ، ولی یه عمر طول می کشه تا بتونی یه نفر رو فراموش کنی . هيچ کس رو اميد وار نکنيم بعد يک دفعه رهايش کنيم چون خرد ميشه.. ميشکنه ..و اهسته ميميره.. يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره ... يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم... يادمون باشه هيچ وقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره... يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم... و در آخر یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم بس کند می گذرد برای آنان که در انتظارند، بس تند می گذرد برای آنان که می ترسند، بس طولانی است برای آنان که در اندوهند، و بس کوتاه برای آنان که سرخوش اند، اما ابدی است برای آنان که عاشق اند
تو مث يه آسمون من ولي باد خزون تو صداي آشنا من ولي يه بي نشون تو مث يه شعرِ تر من پر از حس خطر تو خود شقايقي من ولي يه در به در تو پي قاصدكا من رفيق سايه ها تو صداي سازي و من نفير ناله ها تو گلي ، مثل بهار من ولي فقط يه خار تو غزلواره عشق من كوير شوره زار تو مث فرشته ها من فقط يه جاي پا تو نواي عشقي و من يه ساز بي صدا اگه تورو دوست دارم خيلی زياد منو ببخش اگه تويی اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش منو ببخش اگه شبها ستاره ها رو ميشمارم منو ببخش اگه بهت خيلی ميگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چينم منو ببخش اگه شبها فقط تو رو خواب ميبينم اگه تورو دوست دارم خيلی زياد منو ببخش اگه تويی اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش منو ببخش اگه واسه چشمای تو خيلی کمم تو يک فرشته ای و من اگه فقط يه آدمم منو ببخش اگه برات ميميرم و زنده ميشم اگه با ديوونگی هام پيش تو شرمنده ميشم منو ببخش اگه همش ميسپارمت دست خدا اگه پيش غريبه ها بجای تو ميگم شما ... اگه تورو دوست دارم خيلی زياد منو ببخش اگه تويی اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش منو ببخش من نميخوام تورو به ماه نشون بدم نشونيت و نه به شب و نه دست آسمون بدم منو ببخش اگه ميخوام تو رو فقط واسه خودم ببخش اگه کمم ولی زيادی عاشقت شدم .... اگه تورو دوست دارم خيلی زياد منو ببخش اگه تويی اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش به یاد روزهای انتظار به یاد لحظه های فرا ق به یاد چشم های اشکبار به یاد سینه های داغ دار به یاد خلوت های غم بار به یاد غروب های دلگیر وطلوح حسرت بار به یاد او چون پرنده ای به سوی آسمان پر کشیدو چشم منتظر را تا ابد به انتظار خود گذاشت ای عاشقان بی کسی بر صخره ها یادم کنید در سرزمین باد ها از دل فریادم کنید من عاشقم بر روح و جان بر این زمین و آسمان ماه نگاه های توام بر ماه ها خاکم کنید من مِي خورم مِي خور عشق از مِي ستان عاشقي ساقي بده جامي به من از مِي سيرابم كنيد امشب دوباره دم به دم بر ساحل افسانه ها ديوانه اي ديگر شوم لخت و تماشايم كنيد شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين ان مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است. دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد .وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!! چه اتفاقي افتاده؟ مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!!در يک قسمت تاريک بدون حرکت. چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد. تو اين مدت چکار مي کرده؟چگونه و چي مي خورده؟ همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد .!!! مرد شديدا منقلب شد. ده سال مراقبت. چه عشقي ! چه عشق قشنگي!!! اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشق به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حدي مي توانيم عاشق شويم اگر سعي کني ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حیوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انسانی که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انسانی که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حیوان است ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین! آسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم کاش می شد عشق را تفسير کرد کاش می شد در خراب آباد دل کاش میدانستی که بی تو میگذرند روزها اما چه تلخ. . و تنها خیال توست که آرامش میبخشد مرا در ساحل شنی خیالت آهسته گام بر میدارم تا خواب مرغان دریائی را برهم نزنم و سکوت دریا امشب مرا به ضیافتی عاشقانه فرا میخواند در کنار تو بودن چه شیرین است مثل قدم زدن بر فراز ابرها و چیدن ستاره از آسمان قاصدکها برایم از تو میگویند و نسیم یاد تو را بر چهره ام مینوازد گرمی دستانت را حس میکنم و صلابت آن شانه های امن راستی میدانی عشق اعجاز خلقت خداوند است و تو سمبل این اعجاز چشم بر هم میگذارم تا باز هم عطر نفسهایت را در سینه محبوس سازم دوستت دارم برا ی بیان تو چه واژه ی کوچکیست و من به فرسنگها فاصله نمی اندیشم تا تو هستی از مرگ نیز نمیهراسم 1- دوست دارم نه به خاطر شخصيت تو بلکه به خاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن پيدا مي کنم . 2- هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نمي شود. 3- اگر کي تو را آن طور که مي خواهي دوست ندارد به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد . 4- دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند. 5- بدترين شکل دلتنگي براي کسي است که در کنار او باشي و بداني هرگز به او نخواهي رسيد. 6- هرگز لبخند را ترک نکن حتي وقتي ناراحتي چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد . 7- تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي ولي براي بعضي تمام دنيا هستي . 8- هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران. 9- شايد خدا خواسته تا ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را. به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شکر گذار باشي. 10- به چيزي که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن . 11- هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده دوباره اعتماد نکني . 12- خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد. 13- زياده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري.
[+] ولی من نمیتونم بگم... آخه نفس من تویی... علاقه و محبت شديدي كه در گذشته به تو ابراز مي كردم دروغ بود افسانه بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو روز به روز شديدتر مي شد و هرچه بيشتر تو را مي شناسم به دورويي تو بيشتر پي مي برم و اين احساس در قلبم جاي مي گيرد كه بالاخره بايد از هم جدا شويم و ديگر به هيچ وجه حاضر نيستم روزي شريك زندگي تو باشم و اگر چه عمر دوستي ما كوتاه بود ولي من در همين مدت كوتاه توانستم به طبيعت فرومايه و هوسهاي زشت تو پي ببرم و اين را دانستم اين لجاجت و تندخويي تو را بدبخت خواهد كرد اگر دوستي ما از سر بگيرد تمام عمر را با پشيماني خواهم گريست و حالا ديگر جدا از هم خوشبخت خواهيم بود ,و حالا لازم است كه بگويم اين موضوع را هيچ وقت فراموش مكن و مطمئن باش اين نامه را سرسري نمي نويسم و چقدر ناراحت كننده است كه اگر جواب نامه مرا ندهي چون نامه هاي تو سراسر دروغ و تظاهربه محبت بود و تصميم گرفته ام براي هميشه تو را فراموش كنم چون به هيچ وجه نمي توانم خودم را راضي كنم و دوستت داشته باشم . زمان کوچ گذشت و دوباره ما ماندیم شدیم غافل و از کاروان جا ماندیم زجهل گفتیم و خفتیم "همیشه فرصت هست" دوباره نوبت رفتن گذشت و ما ماندیم چو ابر های گریزان گذشت فرصت ما اسیر دست هنوز و همیشه ما ماندیم دو گام پیش نهادند همرهان تا اوج هزار گام زدیم و در ابتدا ماندیم ببند بار سفر را که روز پرسش ها دگر نباشدمان حسرت چرا ماندیم عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی با جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشم تر عشق يعنی سر به دار آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتظار و انتظار عشق يعنی هر چه بينی عکس يار عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم دل بر هم زدن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی سوز نی . آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی شاعری دل سوخته عشق يعنی آتشی افروخته عشق يعنی با گلی گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی يک تيمم . يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق يعنی همچو من شيدا شدن عشق يعنی قطره و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد و محنت در درون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود
________66868686849840327946___
_______________575654&_________
_______________7634566_________
_______________5643565_________
_______________7645487_________
_______________4863133_________
_______________4689461_________
_______________8745879_________
________56556789567893789378___
________46387354561816181318___
________56867893758765987689___
_______________________________
_______________________________
_______________________________
___1722545325981_______________
_2125445335332588______________
741353322222221388_____________
4523322222222211246_____________
03233222222222221111222223499____
6412222222222222233555555532508___
29122222222222222222333332332188__
_83122222222222222222222222217288_
_6911222222222222222222222221__485
__831122222222222222222222227__388
__58212222222222222222222211___088
___80172222222222222222227____888_
____867222222222222221______0888__
____18512222222211_______488886___
_____887777__________68888887___
______88________508888888______
_______85488888888885_________
______________________________
______________________________
______________________________
___56546_____________78768____
___67887_____________67678____
___68699_____________89899____
___68787_____________74486____
___46786_____________87766____
___78641_____________87545____
___54584_____________48672____
____7978_____________4664_____
____7899_____________7456_____
_____789_____________890______
______90_____________78_______
_______90___________90________
________907_______799_________
__________809___899___________
____________89004_____________
am w8in' 4 Ya 2 cOme,
i waNt 2 b- a paRt of U
tHink of all tHe thinGz we CoUld do~
'Nd eveRy daY,U 're in mY head
i waNt u iN mY bed...
U aRe tHe oNe,U're iN mY eYez`[
]
all i eVa waNted iN mY life! ![]()
All I eVa waNted
waS 2 see Ya SmiLin'
All I eVa waNted
waS 2 maKe Ya miNe
i knOw tHat i luV ya
Ooh babY whY dOnCha See
tHat all I eVa waNted
waS U 'n me...![]()
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار
اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی
قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش
عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم
Faith Is......remembering I am God's priceless treasure when I feel utterly useless
Faith Is......depending on the fact that God is love - not on my ability to figure out why, in the midst of smashed hopes, reversal and tragedy
Faith Is......keeping on when I'm dog tired, discouraged, disillusioned, deserted, dusty, and dry and I cast on His strength alone
Faith Is......realizing that I am useful to God, not in spite of my scars, but because of them
Faith Is......confidence that God is acting for my highest good when He answers "No" to my prayers
Faith Is......accepting the truth that, in spite of the wreckage and grief I've caused, God has wiped the slate clean and delights in me!
Faith Is......recognizing that God is the Lord of time when my idea of timing doesn't agree with his
Faith Is......not a vague hope of a happy here after but an assurance of heaven based on my trust in Christ's death as payment for my sins
Faith Is......remembering that, though my way is as dark as night to me, God can see and guides me unerringly
Faith Is......doing the right thing regardless of the consequences knowing God will turn the ultimate effect to good
Faith Is......the conviction the Promiser keeps His promises

آدمی را همواره در پی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت.
افشين يداللهي
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت.
افشين يداللهي
تنها چیزی درونم را آزار می داد, شرم داشتم در چشماش نگاه کنم. لیاقتش را
احساس کردم اون هم گریه می کنه. سرمو بلند کردم, بی اختیار دستمو روی
کاش بودند ستاره ها، تابه من حسودی می کردند
كنون رزم Virus و رستم شنو / دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي Disk داد / بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين Disk باشد يكي File ناب / كه بگرفتم از Site افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار / كه من گشنمه نون سنگگ بيار
جوابش چنين داد خندان طرف / كه من نون سنگگ ندارم به كف
برو حال ميكن بدين Disk، هان! / كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانهاش / شتابان به ديدار رايانهاش
چو آمد به نزد Mini Tower اش / بزد ضربه بر دكمه Power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت / مر آن Disk را در Drive اش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت / يكي List از Root ديسكت گرفت
در آن Disk ديدش يكي File بود / بزد Enter آنجا و اجرا نمود
كز آن يك Demo شد پس از آن عيان / با فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد Hang / كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگرباره Reset نمود / همي كرد Hang و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد / ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود / بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشكلش / وز آن Disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش / يكي ديسك Bootable آورد پيش
يكي Toolkit، Hard اندرش / چو كودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز Virus يافت / پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو Virus را نيك بشناختش / مر از Boot Sector برانداختش
يكي ضربه زد بر سرش Toolkit / كه هر Byte آن گشت هشتاد Bit
به خاك اندر افكند Virus را / تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش / كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خريت مكن / ز رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار / نگيرد دگر Disk از اسفندیار
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین کلمات یک خلبان : ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک خونآشام : نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین کلمات یک دوچرخه سوار : نخیر تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!
آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...
آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره...
آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم...
آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند...
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتری : هارددیسک پاک شده است...
آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری...
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره...
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟
گناهی ندارم ولی قسمت اینه![]()
که چشمای کورم به راهت بشینه
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات کسی در نیا ورد
که هر کی تورو خواست یه روزی بد اورد![]()
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
با سه من که بر عکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه![]()
تو ساعت یه ربع به عشق عقربه دقایقم![]()
گرمی دستهای تورو به صد تا دنیا نمیدم![]()
هر وقت که یارم تو بودی بیکسیو نفهمیدم![]()
تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو میکشم![]()
ولی بازم رو میله ها عکس چشماتو میکشم![]()
ای قصه بی سروته شعر بدونه قافیه![]()
برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه![]()
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهی بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سر بلند و سری سر به زیر
از این است، عمری به سر برده ایم
صداي شکستنم رو نشنيدي
يادته بهت مي گفتم نمي موني
ديدي آخرش به حرف من رسيدي
پيچکاي باغچه مون خشک شد و پژمرد
خاطرات ما رو توي قصه ها برد
دلي که حتي به حرفاي تو خوش بود
ديدي آخرش چه جور تو دست تو مُرد
منو دادي به بهانه ، به يه حرف عاشقانه
چه فروختي من وآسون ، زير قيمت هيچ و ارزون
آروم آروم بازي بازي ، زندگيمو دادي به بازي
ما که باختيم و تموم شد ، الهي خودت نبازي
تو نبودي ، تو نديدي ، بغض و هق هق نشنيدي
واسه بودن تو موندم ، تو چه بي خيال پريدي
عاشق عاشقي هستم که عاشق خالق معشوقه هاست
نگو این دل دوری عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعاها بردن
همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو را ببینه
واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم
آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم
توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی
به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو را ببینه
![]()
![]()
جز غم و شادی در او بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت برتر ست
بی بهار و بی خزان سبز و تر است
پشت کدوم سد سکوت ***پر ميکشي چکاوکم
چرا به من شک ميکني *** من که منم براي تو
لبريزم از عشق تو و سرشارم از هواي تو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو
گريه نميکنم نرو
اه نميکشم بشين
حرف نميرنم بمون
بغز نميکنم، ببين
سفر نکن خورشيدکم *** ترک نکن منو نرو
نبود نت مرگ منه *** راهيه اين سفر نشو
نزار که عشق منو تو *** اينجا به Jخر برسه
بري تو، مرگ من از ***رفتنه تو سر برسه
گريه نميکنم نرو
آه نميکشم بشين
حرف نميرنم بمون
بغز نميکنم ببين
نوازشم کن ببين *** عشق مير يزه از صدام
صدام کن و ببين که باز ***اونچه ميگن ترانه هام
اگر چه من به چشم تو *** کمم، قد يميم، گمم
آتشفشانه عشقمو *** در يا يه پر تلا تمم
گريه نميکنم نرو
آه نميکشم بشين
حرف نميرنم بمون
بغز نميکنم ببين
عشق برای تو
يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد
Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
I can't tell the reason... but I really like you
دليلشو نميدونم ...اما واقعا"دوست دارم
You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
How can you say you love me?
چطور ميتوني بگي عاشقمي؟
I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم
Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگی 
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي،
because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنيه،
because you are caring,
هميشه بهم اهميت ميدي،
because you are loving,
دوست داشتني هستي،
because you are thoughtful,
با ملاحظه هستي،
because of your smile,
بخاطر لبخندت،
The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت
The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون 
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟
No! Therefore I cannot love you
نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم
Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم 
If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره
Does love need a reason?
عشق دليل ميخواد؟
NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!
I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم 
True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعي هيچوقت نمي ميره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره
Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم
Mature love says "I need you because I love you"
"ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه
گفتم این كلمه را از حفظ نمی گویم از ته دلم می گویم ، گفتی دلم را نیز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشیدم. مدتی سكوت با چشمانی خیس
گونه ام خیس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن میخواهم گریه كنم ، من نیز سكوت كردم و با گریه تو نا آرام شدم و اشك ریختم
گفتی بی خیالی از اشكهایم ،چیزی نگفتم ، و باز سكوت و یك آه تلخ
گفتی كاش كه عاشق نمی شدم ، گفتم عاشقی همه این دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه كس ، گفتم من با تو می مانم
گفتی خیلی تنهایی ، گفتم كسی كه عاشق است تنهایی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهایی ، گفتم كسی كه عاشق است قلب یارش باید همان تنهایی او باشد
گفتی كه این حرفایت تكراری است ، گفتم به جز تكرارش راهی نیست
گفتی كه شانه هایت را میخواهم ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی كه تو از حرفهایم پریشانی ، گفتم حرفی نیست و حرفهایت شكنجه ای بیش نیست
گفتی كه لبخندی بزن ، گفتم كه حس لبخند نیست
گفتم با اینكه این كلمه تكراری است و با اینكه باور نداری باز میگویم كه دوستت دارم
چیزی نگفتی و سكوت كردی
گفتم كه دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم و اشك از چشمانم سرازیر شد
و باز چیزی نگفتی و به جای سكوت اینبار تو نیز مانند من اشك ریختی
نه شبنم ، که خون از شبم می ترواد
سه حرف است مضمون سی پاره ی دل
الف ، لام ، میم. از لبم می تراود
چنان گرم هذیان عشقم که آتش
به جای عرق از تبم می تراود
ز دل بر لبم تا دعایی بر آید
اجابت ز هر یاربم می تراود
ز دین ریا بی نیازم ، بنازم
به کفری که از مذهبم می تراود
برسادگی من میخندی
دختر با گريه پرسيد : آيا در هنگام جدايي گريه خواهي کرد ؟
بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود
خداحافظ طلوع من غروب من خداحافظ
خستــه از این زمونـه فریــاد گـریــه دارم
شـده فضـای سینـه سیاه چـون روزگــارم
از همـه دل بریـــدم دل به کســـــــی ندادم
عاشـــــق شـــــــــدم بـــه چـــشــــمـــــات
دادم دل و بــــــــــــــــــه رؤیــــــــــــــــات
رفتی و پا گذاشـتــی بـه سادگی رو حرفـات
با یــاد تـو هـمـیـشـه عمـرم تمـــوم نمیـشه
تـمــــوم زندگـیـــم و بـه چـشمای تــو دادم
عـمـری به پات نشـستـم دل بـه کسـی ندادم
منـتــظرم که روزی او باشـه در کـــنــارم
عاشــــــق شــــــــدم بـــــه چـــشــــمــات
دادم دل و بـــــــــــــــــه رؤیـــــــــــــــات
رفتی و پا گذاشتی به سادگی رو حـرفات
با یـاد تــو همیـشه عمرم تـموم نمی شه
هجوم حجم دلم را شكسته چشمانت![]()
به جرم دفتر شعري كه بسته چشمانت![]()
به جرم دفتر شعري پر از سكوتي تلخ:![]()
قرار فاصلههايي كه بسته چشمانت![]()
الف و لام و ميم، ابتداي عشق ماست![]()
خدا به روي لبانش، صداي عشق ماست![]()
اگرچه اول راه است و من دلم تنگ است![]()
قسم به نون و قلم، اين صفاي عشق ماست![]()
عجب مدار تو از حرف مبهم مردم![]()
چرا كه سيب بهانه است و خوشه گندم![]()
گناه اول آدم، دو چشم حوا بود![]()
و دست وسوسهاي تا هميشه سر در گم![]()
زبان فاصلهها را ... نگو نميفهمم![]()
صبوري شب يلدا ... نگو نميفهمم![]()
پر است گوشم از اين واژههاي تكراري![]()
قسم به خالق يكتا. نگو نميفهمم![]()
چقدر فاصلهها را نفس نفس بزنم![]()
چگونه بال و پري در دل قفس بزنم![]()
سكوت واژه خوبي است، ولي نميخواهم![]()
كه سي جزء دلم را به هيچكس بزنم![]()
بخوان به نام حضرت والاي عشق و جنون![]()
بخوان كه از غم دوري تو شدم مجنون![]()
بخوان كه تا ته دنيا شاهبيت من شدهاي![]()
بخوان به حرمت قرآن، به حرمت زيتون![]()
دوباره آخر شعرم رسيده باز انگار![]()
دوباره اين دل يلدا و اينهمه تكرار![]()
شبي كه شدت چشمت مرا هوايي كرد![]()
تمام فاصله را از ميان ما بردار
خواب چشمان تو را تعبير کرد
کاش می شد همچو گلها ساده بود
سادگی را با تو عالم گير کرد
خانه احساس را تعمير کرد
کاش می شد در حريم سينه ها
عشق را با وسعتش تکثير کرد
ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسند
دلم برای خنده هات برای دل سوزوند نات**برای هر نفست واسه نوازش نگات
![]()
دلم برای همه چیت شده یه آلبوم کوچیک**یه آلبوم دیدنی که میشه تواون خاطره دید 
![]()
یه آلبوم از تو و چشات ازتو و نقش خاطرات**ازتو که امید منی ازتوکه میمیرم برات
![]()
اگه بری داغون میشم بدون تو تموم میشم**پیشم بمون عزیز دل فقط با توآروم می شم
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓█▓▓▓▓▓▓▓█▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓█▓▓▓▓▓▓█▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓██▓▓▓▓▓██▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒█▓█▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒███▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒▒█▒▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓███▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓█▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓█▓▓▓█
▒▒██▓▓▓█▓▒▒▒██▒██▒▒▒▓█▓▓▓██
▒█▓▓▓▓█▓▓▒▒█▓▓█▓▓█▒▒▓▓█▓▓▓▓█
█▓██▓▓█▓▒▒▒█▓▓▓▓▓█▒▒▒▓█▓▓██▓█
█▓▓▓▓█▓▓▒▒▒▒█▓▓▓█▒▒▒▒▓▓█▓▓▓▓█
▒█▓▓▓█▓▓▒▒▒▒▒█▓█▒▒▒▒▒▓▓█▓▓▓█
▒▒████▓▓▒▒▒▒▒▒█▒▒▒▒▒▒▓▓████
▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒████▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓████
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█
| Design By : Night Skin |

















