تبليغاتX
...میمیرم بی تو...


...میمیرم بی تو...

....گاهی اشک ، گاهی انتظار....

هنوز عاشقترینم ای تو تنها باور من بغیر از با تو بودن نیست هوایی در سر من هنوز عطر تو مونده در فضای خانه من هنوزم بیقراره این دل دیوونه من بی تو حدیث عشقو دیگر باور ندارم جز با تو بودن آرزویی در سر ندارم میپیچه عطر خاطره در خلوت شبهای من تکرار اسمه قشنگت شده عادت لبهای من فراموشم نکن...فراموشم نکن...
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط aref| |

یه طاقهِ پارچه مشکی

یه آگهیهِ ترحیم

یه دسته گل روی دری همیشه بسته

یه قاب عکس رو دیوار

ساعت ِ همیشه خوابیده

گلدون و پنجره ام که دلشکسته

یه مرد ِ بی هویت

یه نامه ی وصیت

یه حلقه توی دست ِ مردی خسته

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 3:41 قبل از ظهر توسط aref| |

یه طاقهِ پارچه مشکی

یه آگهیهِ ترحیم

یه دسته گل روی دری همیشه بسته

یه قاب عکس رو دیوار

ساعت ِ همیشه خوابیده

گلدون و پنجره ام که دلشکسته

یه مرد ِ بی هویت

یه نامه ی وصیت

یه حلقه توی دست ِ مردی خسته

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 3:10 قبل از ظهر توسط aref| |

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 2:58 قبل از ظهر توسط aref| |

وقتی چشامو وا کردم یه راهی جلوم بود. خسته بودم . راه تاریک و پر پیچ و خمی که جلوم بود تمام امیدمو ازم گرفته بود و فقط قدم مینداختم سست و بی هدف . تا اینکه راه هر دومون سر یه میدون یکی شد. با وجودت بهم دلیل زندگی دادی . با نگات تموم زیبایی رو حس کردم . با دستات معنی زندگی رو فهمیدم . با عشقت خستگی راه از تنم ریخت . ولی این راهی که جلمون هست باز هم تاریک و باز هم پر از پستی و بلندی . تمام قدرتم رو ریختم رو دستام که توی راه تو رو گم نکنم . طوری که اگه دستت رو ول کنم فکر نکنم دیگه نای قدم انداختن برام بمونه ....

نمیخام دستتو ول کنم ...

پ.ن : خلاصه آخر عشق و مرامی واسه ما ختم کلام ...

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 1:36 قبل از ظهر توسط aref| |


Design By : Night Skin