...میمیرم بی تو...
....گاهی اشک ، گاهی انتظار....
لبخندها پر می کشند
از چهره های مهربان در آسمان پیدا شده زیبا ترین رنگین کمان در اوج تنهایی و غم اسم تو پیدا می شود در کوره راه بی کسی یک پنجره وا می شود مرهم ترین مرهم تویی بر زخمها و درد من بنشین دوباره مثل قبل بر دیدگان سرد من سالها رفت وهنوز خواستم تنهایی رو معنی کنم اولین کاری که کردم به خودم نگاه کردم و به دور و برم خودم رو تنهای تنها کنار درختی خشک و دریا دیدم فهمیدم تنهایی یعنی خودت باشی و خدایت خودت باشی و دل شکسته ات خودت باشی و یک دنیا حسرت خودت باشی و اشکهای پشیمانی ات چشم فلک نم نم اشکاشو میریزه ای بی وفای من داری میری کم کم کجا میری بی من ای بی وفای من به زبان ایتالیایی : Ti Amo به زبان یونانی : S'ayapo philo Su به زبان روسی : Ya vas liubli به زبان پرتقالی : Amo - te به زبان فارسی : Dooset Daram به زبان آلمانی : Ich liebe dich به زبان اسپانیایی : Te quiero به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho به زبان فرانسه : Je t'aime به زبان ارمنی : Jiroum em kez به زبان انگلیسی : I Love You به زبان ترکی : Seni seviyo rum به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn به زبان برزیلی : Eu te به زبان هلندی : Ik hou van jou به زبان عربی : Ohebbak ۱.مختلف ۲.جوک ۳.همین خوبه لطفا نظر بدید جا خالی بدم بخوری زمین حالت بگیره چشمش قطره ای می اومد .روزی روزگاری تمامیه مردم جمع شدن و اسمه این قطره رو اشک و این حسه قشنگ گریه گذاشتند...... تو تنهایی هاتون گریه کنید .... حسه قشنگیه. باور ندارید از خودم بپرسید. Give thanks to Allah, بيكاری به شرط چاقو *غروب از قايمباشك شب و روز خسته شد. *براي اينكه آدم خوشبيني شود، بينياش را عمل كرد. *نگاهش آنقدر يخ بود كه وقتي نگاهم كرد، از شدت سرما لرزيدم. *ضبط از صداي بلند نوار سردرد گرفت. *عكس توقف زمان است. *آسمان به زمين آمد ديد خبري نيست. *آلبالو گران بود، چشمانش انگور ميچيد. *هر لقمهاي را كه فرو ميدهم، معدهام فرياد ميزند: خوش آمدي! *وقتي ميخواهم حرف پنهاني بزنم، گوشهايم را ميگيرم. *براي اينكه حرفهاي بزرگي بزنم، دهانم را زير ميكروسكوپ ميگذارم. * دريا براي صرفه جويي در آب، كمتر موج مي فرستد. . هه هه هه . چشمه استقلالی ها در بیاد ________97977754767676757755___ اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد مي شي بر مي گرده نگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي بر مي گرده و با عجله مي ياد بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گرده نگات مي كنه بدون براش قشنگي اگه يكي رو ديد ي كه وقتي داري گريه مي كني مي ياد باهات اشك مي ريزه بدون دوستت داره و اگه يك وقت يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگر حرف مي زني تركت مي كنه بدون كه عاشقته بین من و تو بازم ، فاصله خونه کرده مثل غریبه ای دور، ابرا رو شونه کرده مه فضای برفی به جون شب دمیده تار شده چشمای شب اندوه فرا رسیده سایه های شب بازم دزدیدند اون ستاره زمین سرد و یخی فریاد کشید دوباره ماه ترسون و لرزون ازم خواست یه ترانه تا بشکنه شاخ اون دیو دو سر زمانه من و تو با هم این بار ، گفتیم همون قصیده تا برسه به گوش طلوع یک سپیده نسترن عجمي نميدونم براي کي بنويسم براي دل خودم يا براي تو که رفتي اره برا خودم مينويسم چون اون که رفته بر نميگرده پس از ان غروب رفتن اولين طلوع من باش من رسيدم روب اخر تو بيا شروع من باش.شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جاي پاي گريه هاي اخر من اسمتو ببخش به لب هام بي تو خالي نفس هام خط بکش رو باور من زير سايه بون دستام .پس از ان غروب رفتن.... بگذريم برا کي فرق ميکنه کسي کسي رو دوست داره.... حتي براي تو که رفتي ديگه فرقي نميکنه.راستي ميدوني وقتي برا کسي گريه ميکني يعني چي... بهترين و بد ترين لحظه هر کسيه.اره بهترين لحظه هست چون به يکي دل بستي چون يکي رو خيلي دوست داري چون حد اقل تو به يادش هستي.بدترين لحظه هست چون...چون يکي رو دوست داري .اخه مگه ميشه براش بنويسي و براش اشک نريزي. يه قصه بگم براتون ولي راست راسته: يه پسره هست هر روز ميره کرج اخه دانشگاهش اونجاس الانا کارش شده روزي ? صفحه براي يه نفر مينويسه از تهران شرو ميکنه به نوشتن و و وقتي نزديکاي گلشهر ميشه توي تونل نرسيده به گلشهر اون صفحه او از قطار ميندازه بيرون.تا حالا فکر کنم يه ?? صفحه اي انداخته بيرون.واي اگه يکي نامه هاشو بخونه چي ولي عيب نداره بزار بخونن بازم بگذريم براي کي فرق ميکنه که يکي داره نامه مينويسه ديگه فکر کنم حتي براي مخاطب نامه هم فرق نميکنه که پسره داره براش مينويسه.براي هيچ کس فرق نميکنه بزار دختره فکر کنه من دوستش ندارم چون من خودم ميدونم چقدر دوستش دارم.انگار داره ميره داره ميره و برا پسره ارزو ميشه.راستي پسره از دختره هيچي نداره نه ادرس نه تلفن هيچي نداره فقط يه عالمه خاطره داره فقط يه عالمه دوستش داره حتي عکس ازش نداره چرا داره تو ذهنش کلي عکس ازش داره.پسره به همينم راضيه اين چند روزه پسره خيلي گريه کرده چون دلش خيلي تنگه.راستي اينم ميخواستم بعد از نوشتن پاک کنم ولي نميدونم چرا نميتونم اين بار پاکش کنم.بازم براکي فرق ميکنه که پسره دلش تنگ شده. حتي براي تو که چند روزه براي راحتي موبايلتو خاموش کردي.بازم عيب نداره من چيزي نميگم توخوشحال باشي به خدا منم خوشم به خوشيه تو. پس از ان غروب رفتن اولين طلوع من باش. ديگه ببخشين اگه غلط املايي داره چشمام بارونيه.
بال هایی از عشق تو ای معبود یکتا و یگانه من از غربت به خود دارم نشانه کبوتر بودم و دنبال دانه که گم کردم در این ره آشیانه کتاب عشق را تا باز کردم به کوی عاشقی پرواز کردم منم اینک غریب و دلشکسته که مهر از عالم و آدم گسسته دو بالم خسته از رویای پرواز ندارم حنجره خوانم به آواز: که رویایم غم پرواز دارد صدایم ماتم آواز دارد پریدم در هوای بیقراری نشستم روی شاخ مهربانی زبی مهری به بالم سنگ آمد همه گیتی به چشمم تنگ آمد به خاک افتاده ام از بام هستی بگو تا کی چنین پرواز پستی؟ بگیر اینک دو بال کوچک من به دور خود بپیچان پیچک من مرا با بال تو پرواز باشد به نای و حنجره آواز باشد از آن دست بلندت اوج گیرم ز دریای وجودت موج گیرم رهایم کن ز شوق تور و دانه در آغوش تو می خواهم بسازم آشیانه به دام عشق خود بنما اسیرم که پا از دام عشق تو نگیرم
اي جدا ناشدني !
گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر !
تا به کام دل ببينمت.
بگذار از اشک سرخ، گذرگاهت را چراغان کنم.
آه ! که نمي داني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند...
و شگفتا که زيستن با نيمي از روح، تن را مي فرسايد...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را.
مسافر من !
آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو.
مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...
آرام تر بگذر...
وداع طوفان مي آفريند...
اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؛
باران هنگام طوفان را که مي بيني !
آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري...
من چه کنم؟
تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت...
اما نمي داني...
نمي داني که بي تو به جاي خون، اشک در رگهايم جاريست...
از خود تهي شده ام...
نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
صبح تا نیمه شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟
بارها آمد و رفت
بارها انسان شد
وبشر هیچ ندانست که بود
خود او هم به یقین آگه نیست
چون نمی داند کیست
چون ندانست کجاست
چون ندارد خبر از خود که خداست
![]()
![]()
![]()
می خوام به پوچی فردا بخندم
تو اوج گریه هام می خوام بخندم
می خوام داد بزنم تنهای تنهام
می خوام وقتی می گم تنهام
بخندم
معلم معلم گفت : ـ " الف "
گفتم : ـ او
معلم گفت : ـ " ب "
گفتم : ـ با او
معلم گفت : ـ " پ "
گفتم : ـ پیش او
معلم گفت : " ج "
خواستم بگویم : جدایی
گفت : نگو ... "
For the moon and the stars
Praising all day for what is and what was
Take hold of your iman
Don't give in to shaitan
All you who believe please give thanks to Allah.
Allahu Ghafur،Allahu Rahim،Allahu yuhibo el Mohsinin,
Hua Khalighona hua Razighona va hua ala kolli shayen ghadir
Allah is Ghafur،Allah is Rahim،Allah is the one who loves the Mohsinin,
He is our creator,he is our sustainer and he is the one who has power over all
بيمار:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»
دكتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»
بيمار: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت!»
شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.
در عكاسي
عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»
مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت
از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»
اشتباه
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»
معاويه گفت:« چرا سخن نمي گويي؟»
گفت:«چه بگويم؟ اگر راست بگويم، از تو بترسم و اگر دروغ گويم، از خدا بترسم. پس در اين مقام، سكوت بهتر است.»
محمد عوفي،« جوامع الحكايات»
* روزگار غريبي است. يكي در آبپاش گلاب دارد و يكي در گلاب پاش آب هم ندارد!
* فكرهايم تابعيت مغزم را از دست دادند.
* ساز شكسته را در دستگاه سكوت كوك مي كنم.
* سيب به درخت چسبيده، به قانون نيوتن دهن كجي مي كند
* از دودلي خسته شده بودم، يكي از آنها را يدكي نگه داشتم.
* زنبور تنها پزشكي است كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند.
![]()
![]()
________66868686849840327946___
_______________575654&_________
_______________7634566_________
_______________5643565_________
_______________7645487_________
_______________4863133_________
_______________4689461_________
_______________8745879_________
________56556789567893789378___
________46387354561816181318___
________56867893758765987689___
_______________________________
_______________________________
_______________________________
___1722545325981_______________
_2125445335332588______________
741353322222221388_____________
4523322222222211246_____________
03233222222222221111222223499____
6412222222222222233555555532508___
29122222222222222222333332332188__
_83122222222222222222222222217288_
_6911222222222222222222222221__485
__831122222222222222222222227__388
__58212222222222222222222211___088
___80172222222222222222227____888_
____867222222222222221______0888__
____18512222222211_______488886___
_____887777__________68888887___
______88________508888888______
_______85488888888885_________
______________________________
______________________________
______________________________
___56546_____________78768____
___67887_____________67678____
___68699_____________89899____
___68787_____________74486____
___46786_____________87766____
___78641_____________87545____
___54584_____________48672____
____7978_____________4664_____
____7899_____________7456_____
_____789_____________890______
______90_____________78_______
_______90___________90________
________907_______799_________
__________809___899___________
____________89004_____________
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي یک بوسه است!
| Design By : Night Skin |
